توسط مريم گلي in بدون موضوع
دیده خونبار دارد آسمان کربلا هست تا در انتظار کاروان کربلا روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علی ست تشنه کامی ها به دشتِ بیکران کربلا باغبان می داند و گلچین، که از سوز عطش می رود بر بادْ هر گل در خزانِ کربلا از گلویِ نازکِ مرغ چمن خون می چکد بر فرازِ باغ و… بیشتر »