توسط مريم گلي in بدون موضوع
اشک یتیم ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم پژمرد گل روی تو از تابش خورشید در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم لبریز شرای عمه دگر کاسه صبرم بر حال تو و این دل ویرانه… بیشتر »